X
تبلیغات
h2 - رابطه نشانه های اختلال اضطراب فراگیر با نشانه های جسمانی شکل در بیمارستان رسول اکرم (ص)(پایان نامه)

h2

تحقیقات+مقاله+مطالب مشاوره و روانشناسی

رابطه نشانه های اختلال اضطراب فراگیر با نشانه های جسمانی شکل در بیمارستان رسول اکرم (ص)(پایان نامه)

پایان نامه

عنوان:

 

 

رابطه نشانه های اختلال اضطراب فراگیر با نشانه های جسمانی شکل در بیمارستان رسول اکرم (ص)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

گاهی اضطراب به شی ء موقعیت یا رویداد خاصی ربط ندارد ولی به نظر می رسد که ویژگی دایمی روزمره ی فرد است. تشخیص اختلال اضطراب فراگیر در مورد این طبقه از تجربیات اضطرابی به کار می رود.

افرادی که مبتلا به اختلال اضطرتب فراگیر تشخیص داده شده اند نگرانی های نامعقولی دارند که به سایر زمینه های زندگی آنها گسترش می یابند. رویکرد شناختی- رفتاری به اختلال اضطراب فراگیر روی ماهیت نامعقول این نگرانی ها تأکید می کند و این اختلال را   به صورت دور معیوبی می داند که خودش را تقویت می کند. رویکردهای درمانی شناختی- رفتاری قطع کردن چرخه ی منفی نگرانی را توصیه می کنند و فنونی را به افراد می آموزند که به آنها امکان می دهند احساس کنند می توانند نگرانی خود را کنترل نمایند.

درمان زیستی بر مصرف دارو تأکید می ورزد (هالجین و ویسبورن  1330 ).

درمان دارویی GAD را به مدت شش تا دوازده ماه لازم می دانند . اما برخی شواهد حاکی از آن است که این درمان باید دراز مدت و چه بسا مادام العمر باشد.

بنزودیازپین ها داروی انتخابی مرسوم برای درمان مبتلایان به GAD هستند. شایع ترین عارضه ی بنزودیازپین ها خواب آلودگی است که تقریبا در 10 درصد موارد دیده می شود و بیماران را در معرض خطر تصادف قرار می دهد. برخی بیماران نیز دچار سرگیجه و عدم تعادل می شوند.(قطره)

در حال حاضر اعتقاد بر این است که افکار و هیجانات می توانند چگونگی عکس العمل های اورگانیسم را تغییر دهند. یکی از عکس العمل های اورگانیسم بیماری است. اما معمولا افراد کمتر بیماری های جسمانی مانند زخم معده بیماری های عروقی سرطان آسم را به عنوان عکس العمل هایی که می توانند تحت تأثیر افکار و احساسات قرار گیرند در نظر می گیرند.(سرندی)

در DSM III-R دو ملاک تشخیص اختلال سایکوسوماتیک مطرح شده است :

1)    بیمار دارای نوعی آسیب جسمانی شناخته شده باشد.

2)    وقایع از لحاظ روانشناختی بر وقوع آسیب جسمانی مقدم بوده و در تشدید آن نقشی را داشته باشد.

مطابق این الگو یک فرد زمانی دچار اختلال سایکوسوماتیک می شود که نوعی آسیب پذیری جسمی داشته باشد و هم آشفتگی روان شناختی (اضطراب) را تجربه کند. در این دیدگاه اشاره می شود که درک کامل از اختلالات سایکوسوماتیک مستلزم یک ارزیابی از تعامل میان عوامل مربوط به موقعیت متغیرهای فیزیولوژیک و فرایند روان شناختی خواهد بود. عوامل روان شناختی می توانند بر بسیاری از حالات جسمانی و سیستم های ارگانیک چون پوست سیستم استخوانی عضلانی سیستم تنفسی سیستم عروقی قلبی سیستم معدی- روده ای و ... تأثیر بگذارند.

تحقیقات میتل من و همکارانش در سال 1942 و کانون روشن ساخت که حالات هیجانی مخصوصا اضطراب ترشح بیشتر از حد اسید معده را سبب می شود. علاوه بر این ثابت شده است که اختلال سایکوسوماتیک قلبی کرونر با تیپ A که شخصیت عجول و رقابت جو و پرخاشگر می باشد ارتباط دارد. به خاطر همین خصوصیات احتمال بیشتری وجود دارد که آنان در شرایطی قرار گیرند که ناکامی شکست و درماندگی را بیشتر تجربه کنند.(سرندی

در این پژوهش سعی شده است که رابطه ی اختلال اضطراب فراگیر و بیماری های جسمانی شکل(سایکوسوماتیک) مشخص شود. روش مورد استفاده در این پژوهش روش همبستگی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیان مسئله

در اختلال اضطراب فراگیر فرد از اضطراب دائمی و نگرانی مداوم رنج می برد و غالبا دلیل خاصی هم برای نگرانی خود ندارد.در مکتب شناختی- رفتاری تأکید بر این است که اضطراب فراگیر در واقع واکنش بیمار به خطراتی است که به غلط تصور می کند تهدیدش می کنند و در مکتب روانکاوی این فرضیه مطرح است که اضطراب علامتی از تعارض های حل نشده ناخود آگاه است.(قطره

اختلالات جسمانی شکل انواع اختلالاتی را شامل می شوند که در آنها تعارض های روانی به مشکلات یا شکایت های جسمانی تبدیل می شوند که پریشانی یا اختلالی را در زندگی فرد به وجود می آورند.اصطلاح جسمانی شکل از کلمه ی یونانی تن ( soma ) به معنی " جسم " به دست آمده است.با این حال اختلال های جسمانی شکل به جای اینکه جسمانی باشند روانی هستند زیرا هیچ نابهنجاری جسمانی وجود ندارد که بتواند شکایت جسمانی را توجیه کند.(هالجین و ویتبورن 1381 ص

تاکنون پژوهش های زیادی پیرامون رابطه اضطراب فراگیر با عوامل دیگر و همچنین درمورد رابطه ی اختلالات جسمانی شکل با بسیاری از فاکتورها صورت گرفته است ولی پژوهش چندانی درمورئد رابطه این دو اختلال باهم صورت نگرفته است. لذا پژوهش حاضر در پی آن است که همسو با تلاش های صورت گرفته رابطه اختلال اضطراب فراگیر را با بیماری های جسمانی شکل بررسی کند. در این پژوهش اختلال اضطراب فراگیر به عنوان متغیر مستقل وبیماری های جسمانی شکل به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات پژوهش

 

1)    آیا تفاوت معنا داری میان کارکردهای اجرایی گروه اضطراب فراگیر و گروه بهنجار وجود دارد؟

2)    آیا بین اختلال اضطراب فراگیر و اختلال جسمانی شکل رابطه معناداری وجود دارد؟

 

3)    آیا بین اختلال جسمانی شکل و تیپ A رابطه وجود دارد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضیه های پژوهش

1) بین نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و علائم جسمانی نابهنجار رابطه مستقیم وجود دارد.

2) بین کارکردهای اجرایی گروه اضطراب فراگیر وگروه بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

اختلال اضطراب فراگیر:

تعریف نظری:

 اختلال اضطراب فراگیر یک اختلال روانپزشکی است که شامل اضطراب و نگرانی مفرط  انتظار توام با دلواپسی درباره ی تعدادی از رویدادها و فعالیت هاست که بیشتر روزها و برای مدت حداقل 6 ماه روی می دهد. این اضطراب اغلب افراطی غیر قابل کنترل و ادامه دار است( 2000,DSM-IV , به نقل از مولائی 1385, ص 15).

تعریف عملیاتی:

در این پژوهش منظور از وجود اضطراب فراگیر تشخیص روانپزشک و همچنین نمره ی بدست آمده در آزمون اضطراب بک می باشد (مولائی ,1385 ,ص 15 ).

 

بیماری های روان-تنی:

تعریف نظری:

 تحریک ها و عوامل محیطی حادی که با اثرات روانی خود به طور موقت سبب شروع یا تشدید حالات جسمانی شوند چنانکه این حالات جسمانی همواره با ضایعات "پاتالوژیکی" مشخص و قابل مشاهده ای (مثل زخم معده) باشند و یا در پی یک فرایند پاتوفیزیولوژیکالی قرار گیرند(مثل چاقی لاغری استفراق) (  DSM-III  ,به نقل ازجابری کوشکی ,1373, ص 17 ).

تعریف عملیاتی:

در این پژوهش بیماری های روان-تنی بیماری هایی هستند که توسط فرم کوتاه شده M.M.P.I(مینی مالت) سنجیده می شود (جابری کوشکی ,1373 ,ص 17 ).

 

متغیر مستقل:

متغیر وابسطه:

متغیر کنترل:

متغیر مداخله گر:

متغیر تعدیل کننده:

 

 

 

 

 

 

 

                                            فصل دوم

 

                                          مبانی نظری و پیشینه پژوهش
اختلال اضطراب فراگیر((GAD:

گاهی اضطراب به شیء  موقعیت یا رویداد خاصی ربط ندارد ولی به نظر می رسد که ویژگی دایمی وجود روزمره ی فرد است. تشخیص اختلال اضطراب فراگیر در مورد این طبقه از تجربیات اضطرابی به کار می رود (هالجین و ویتبورن 1381 ص).

 

ویژگی های اختلال اضطراب فراگیر:

افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بیشتر اوقات با اضطراب غیرقابل کنترل دست به گریبان هستند. تلاش های آنها برای کنترل کردن نگرانی شان معمولا بی نتیجه است و به نشانه های متعدد جسمانی و روانی مبتلا هستند که در عملکرد اجتماعی شغلی و کلی آنها در زندگی اخلال ایجاد می کند. آنها اغلب اوقات مستعد احساس بی قراری و هیجان زدگی هستند و به سختی می توانند تمرکز کنند و حتی گاهی احساس می کنند ذهنشان تهی است. هنگام شب به سختی می توانند بخواب روند یا خفته بمانند و در طول روز احساس می کنند خسته تحریک پذیر و ناآرام هستند(هالجین وویتبورن 1381 ).

واکنش های بدن احساسات و افکار مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر معمولا با موضوع قابل تشخیصی در زندگی فرد ارتباط مستقیم ندارند. اگر فرد ترسها یا نگرانیهای خاصی را بر زبان آورد معمولا اینها غیرواقع بینانه هستند و به چند زمینه گسترش دارند.

نگرانی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر می تواند سالها ادامه یابد. در واقع این افراد اغلب می گویند هیچ زمانی در زندگی شان بدون احساس اضطراب و ناآرامی نبوده اند.

اختلال اضطراب فراگیر در زنان بیشتر شایع است. در کل جمعیت تقریبا دو سوم افراد مبتلا را زنان تشکیل می دهند در محیط های بالینی 55 تا 60  درصد درمانجویانی که مبتلا به این اختلال تشخیص داده می شوند زن هستند (انجمن روانپزشکی آمریکا 2000به نقل از هالجین و ویتبورن 1381).

اختلال اضطراب فراگیر شایع ترین اختلال اضطرابی در بزرگسالان است به طوری که میزان شیوع آن در طول عمر 6 درصد است. این اختلال اغلب همراه با افسردگی روی می دهد به همین دلیل تشخیص آن را در این جمعیت مشکلتر می سازد(هالجین و ویتبورن 1381 ).

اغلب موارد در اوایل زندگی آغاز میشوند اما رویدادهای استرس زا در بزرگسالی می توانند به ظاهر شدن نشانه ها منجر شوند. متخصصان بالینی برای تشخیص و درمان مؤثر باید نشانه ها را جدی بگیرند و از گزارش های نگرانی افراد بزرگسال به عنوان پدیده های عادی مرتبط با فرایند پیری غافل نشوند (هالجین و ویتبورن 1381 ).

در صورت وجود این اختلال در کودکان اضطرابها و ترسهای آنها معمولا به عملکرد در مدرسه یا فعالیت های ورزشی ربط دارند. آنها مدام نگران هستند که در تکالیف مدرسه یا ورزشها حتی در موقعیت هایی که عملکردشان مورد ارزیابی قرار نمی گیرد درست عمل نکنند. برخی از کودکان بیشتر از مسایل فاجعه آمیز نظیر امکان درگیری جنگ هسته ای یا بلایای طبیعی که آنها یا والدینشان را نابود کند نگران هستند(همان).

 

نظریه ها و درمان اختلال اضطراب فراگیر

به رغم اینکه افراد زیادی به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا هستند درباره ی این اختلال تحقیقات گسترده نشده است و توجیهات کمی برای نحوه ی شکل گیری آن وجود دارد. دیدگاه زیستی اعلام می دارد که افراد مبتلا به این اختلال به ناهنجاری مشابه با ناهنجاری ای که در سایر اختلالهای اضطرابی وجود دارد و سیستم های GABA سروتونین زاو نورآدرنالین زا را در بر می گیرند  دچار هستند( همان).  

از دیدگاه شناختی-رفتاری اضطراب فراگیر از تحریف های شناختی ناشی می شود. افراد مبتلا به این اختلال از دردسرهای جزیی و اختلال های پیش پاافتاده در زندگی به راحتی ناراحت می شوند. اگر اشکالی در زندگی روزمره ی آنها روی دهد ماند خراب شدن یک اتومبیل جروبحث با یک همکار آن را بزرگ می کنند و درباره ی پیامد آن بیش از حد نگران می شوند. توجه آنها از خود مشکل به نگرانی های خودشان جا به جا می شود در نتیجه نگرانی آنها دوبرابر می شود. آنها در نتیجه ی نگرانی مداوم در تکالیف روزمره ی خود کمترکارامد هستند. وقتی که اضطراب به هر دلیل آغاز می شود از کنترل خارج شده و نگرانی روی نگرانی انباشته می شود. آنچه بسیار زیانبار است عدم اطمینان فرد به توانایی خویش در کنترل کردن احساسات واکنش های اضطرابی و همین طور عدم اطمینان به توانایی اداره کردن تکالیف زندگی به نحو شایسته است.

تشخیص دادن نقش عوامل اجتماعی- فرهنگی در این اختلال حایز اهمیت است. استرس های زندگی می توانند گرایش فرد را به تجربه کردن اضطراب مزمن افزایش دهند.

زمانی که افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به درمان حرفه ای روی می آورند خیلی از آنها جویای درمان پزشکی مخصوصا از جانب پزشکان متخصص جهاز هاضمه هستند که برای تسکین ناراحتی معده و روده از آنها کمک می طلبند(همان).

پزشکان با ذکاوت از اهمیت متمایز کردن این اختلال از مشکل جسمانی آگاهند و معمولا داروهای روان گردان را تجویز می کنند یا بیمار را به یک متخصص سلامت روانی ارجاع می دهند. گرچه بنزودیازپین ها و داروهای جدیدتر ضد اضطراب مانند باسپیرون(باسپار) برای درمان نشانه های اضطراب همراه با این اختلال مصرف شده اند ولی بازدارنده های جذب مجدد گزینشی سروتونین از جمله پاروکستین (پاکسیل) و بازدارنده ی جذب مجدد ترکیبی به نام ونلافاکسین (افکسور) جایگزین آنها شده اند (همان).

اگرچه شواهد کمی از ناهنجاری کمپلکس گیرنده ی مرکزی گابا درGAD موجود است اما اثر بخشی زیاد بنزودیازپین ها در بهبود GAD حاکی از ذرگیری سیستم گابایرژیک در این اختلال است.احتمال درگیری سیستم های مرتبط با گلوتامات و کوله سیستوکینین نیز مطرح  شده است. در یک مطالعه با PET (ositron Emission Tumography) کاهش سرعت سوخت و ساز در عقده های قاعده ای و ماده سفید مغز در مبتلایان به GAD دیده شده است. مطالعات الکتروانسفالوگرافی (EEG) نیز ناهنجاری های مختلفی را گزارش کرده اند(قطره)

به نظر می رسد GAD مؤلفه وراثتی داشته باشد. اگرچه نمی توان آن را به راحتی کمی و قابل اندازه گیری نمود. حدود 25 درصد از بستگان درجه اول مبتلایان بهGAD نیز دچار می باشند و میزان همگامی در دوقلوهای تک تخمکی حدود سه برابر دوقلوهای دو تخمکی می باشد(قطره)

 

به جای دارو می توان از درمان شناختی- رفتاری استفاده کرد که به موجب آن درمانجویان یاد می گیرند افکار مضطرب را تشخیص دهند گزینه های منطقی تری را به جای نگران شدن جستجو کنند و برای امتحان کردن این گزینه ها اقدام نمایند تأکید بر قطع کردن چرخه ی افکار منفی و نگرانی هاست. بعد از اینکه این چرخه قطع شد فرد می تواند احساس کنترل بر رفتار نگران کننده را پرورش دهد و در کنترل کردن و کاهش دادن افکار اضطراب آور ورزیده شود. در دراز مدت منافع این درمان ممکن است بر منافع درمان های دارویی بچربد.

مؤثرترین درمان برای مبتلایان به GAD احتمالا ترکیبی از رهیافت های روان درمانی دارودرمانی و درمان های حمایتی است. رهیافت های عمده روان درمانی در مورد GAD عبارتند از :رهیافت شناختی-رفتاری و رهیافت مبتنی بر بینش. ولی تاکنون داده ی چندانی در مورد ارجحیت نسبی این رهیافت ها بر یکدیگر در دست نیست(قطره)

 

معیارهای تشخیصی DSM-IV در مورد اختلال اضطراب فراگیر

 

الف)اضطراب و نگرانی مفرط (انتظار توأم با تشویش) به خاطر چند واقعه یا فعالیت (نظیر عملکرد شغلی یا تحصیلی) که حداقل به مدت شش ماه در اکثر روزها بروز نماید).

 

ب)فرد احساس کند تسلط بر این نگرانی دشوار است.

 

پ)اضطراب و نگرانی مزبور حداقل با سه مورد از علایم شش گانه زیر همراه باشد (به طوری که لااقل برخی از این علایم در شش ماه در اکثر روزها وجود داشته باشد ).

نکته:در بچه ها فقط یکی از این موارد کافی است:

● بی قراری یا احساس دلواپسی

● خستگی زود رس

● دشواری در تمرکز یا احساس کار نکردن مغز(mind going blank)

● تحریک پذیری (irrtabilily)

تنش عضلانی

به هم خوردن خواب (دشواری در به خواب رفتن یا خوابیدن توأم با بی قراری و عدم رضایت)

 

ت)اضطراب و نگرانی مذکور به دلیل خصایص مربوط به اختلالی در محور I پیدا نشده باشد مثلا اضطراب یا نگرانی فرد به خاطر پیدایش حمله پانیک ( چنان که در اختلال پانیک چنین است ) خجالت کشیدن از جمع ( چنان که در جمعیت هراسی چنین است ) آلوده شدن ( چنان که در اختلال وسواسی- اجباری چنین است) وجود شکایات متعدد جسمی (چنان که در خود-بیمار انگاری چنین است ) نباشد و صرفا در حین اختلال استرس پس از سانحه (Post  Trumatic Stress Disorder) هم پیدا نشود.

 

ث)اضطراب و نگرانی یا علایم جسمی مذکور رنج و عذابی ایجاد کرده باشد که به لحاظ بالینی چشمگیر و یا کارکردهای اجتماعی شغلی یا سایر حوزه های مهم کارکرد فرد را مختل کرده باشند.

 

ج)علایم مذبور ناشی از اثرات مستقیم جسمی یک ماده (مثل مواد مورد سو مصرف یا داروها) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل پرکاری تیرویید) نباشد و صرفا در حین یک اختلال خلقی یک اختلال روانی و یا یک اختلال نافذ رشد هم پیدا نشود (مولائی ,1385, ص 63 ).
اختلالات روان تنی

 

اختلالات" روان تنی " اولین بار توسط "هین روث" به کار برده شد. هین روث اختلالات روان تنی را در چارچوب بی خوابی مطرح نمود و سپس سالیان متمادی اصطلاح " روان-تنی " در سراسر دنیا بکار برده شد تا اینکه بعد از مدتها " انجمن روان پزشکی آمریکا " به جای اصطلاح "سایکوسوماتیک" اصطلاح اختلالات" سایکوفیزیولوژیکال " را بکار برد که کلمه ای است لاتین و معادلی است برای " روان- بدنی " فارسی(طریقتی 1366 ,به نقل از جابری کوشکی ,1373, ص 21 ).

برخی از بیماری های روان تنی عبارتند از: اختلالات فشار خون – اختلالات قلبی- عروقی – اختلالات بی اشتهایی عصبی – اختلالات تنفسی .

بعد از بیان برخی از اختلالات روان تنی عمده راجع به برخی از نظریات و رویکردهای مهم که در رابطه با " سبب شناسی " بیماری های روان تنی دارای اهمیت هستند بحث خواهد شد .

رویکرد روانکاوی:

بر اساس نظریات روانکاوی کمتر انسانی مراحل رشد را به سلامت پشت سر می گذارد هسته  مرکزی حالات " روان نژندی " بر اساس روانکاوی اضطراب است و اضطراب مرحله ی اول "نورز" به شمار می آید نورزها کوشش هایی برای تسکین اضطراب هایی هستند که بر اساس تعارض ها ایجاد شده اند )لیبرت و اسپیلگر ,1970, به نقل از جابری کوشکی ,1373 ,ص 49 ).

روانکاوان چندین فرمول را برای تبیین اختلالات بدنی که در ارتباط با فاکتورهای روان شناختی است مطرح کرده اند . طبق هر یک از این فرمول ها هر کدام از اختلالات "روان فیزیولوژیک" بوسیله ی شکل بخصوصی از تضادهای ناخود آگاه بوجود می آید .

در برخی موارد تضادهای حل نشده دوران اولیه ی کودکی پاسخ های هیجانی را بوجود می- آورند که در بزرگسالی دوباره فعال می گردند . برای مثال مهار احساس پرخاشگری ممکن است که فشار خون را بوجود آورد و سبب بیماری های "روانی- فیزیولوژیک" گردد)الکساندر 1950, به نقل از جابری کوشکی 1373, ص ,49 ).

 

 

رویکرد بیولوژیکی:

بعضی شواهد اساس " ژنتیک " را برای رشد اختلالات روانی فیزیولوژیک خاطر نشان می سازند. برای مثال زخم ها در خواهران و برادرانی که به آن مبتلا هستند دو برابر بیشتر است نسبت به خواهران و برادران غیر مبتلا همچنین افراد با گروه خونی O احتمال بیشتری دارند که زخم های اثنی عشر را رشد دهند تا افرادی که گروه خونی A  Bو یا AB داشته باشند.

)آیزنبرگ 1973, به نقل از جابری کوشکی, 1373 ,ص ,50 ).

 

رویکرد یادگیری:

روان شناسان یادگیری رفتار را محصول " محرک- پاسخ" می دانند. آنها برای تغییر دادن رفتارها بر تغییر جنبه های آشکار محیط و خصوصا منابع تقویت کننده تمرکز می کنند .

(ساراسون و ساراسون 1987, به نقل از جابری کوشکی, 1373 ,ص ,52 ).

در رابطه با یادگیری دو الگوی کلی مد نظر است :

الف) شرطی سازی کلاسیک

ب)شرطی سازی عامل

شرطی سازی کلاسیک در رابطه با اختلالات روان تنی نیز مؤثر است. شرطی شدن به محرک خنثی می تواند پاسخ های فیزیولوژیکی را از طریق تعمیم بوجود آورد. احتمالا هرچه محرکی که واکنش بدنی ایجاد می کند قوی تر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که یک فت مزمن رشد پیدا کند. واکنش های روانی- فیزیولوژیک می تواند از طریق افکار یا لغات تعمیم مؤثر باشد(سو و سو 1990, به نقل از جابری کوشکی ,1373 ,ص, 53 ).

شرطی سازی عامل : در شرطی سازی عامل بررسی می شود که چه محرک هایی پاسخ های رفتاری را فرا می خوانند چه پاداش ها و تنبیه هایی این پاسخ ها را پایدار نگه می دارند)لوپارنو و ات آل 1968, به نقل از جابری کوشکی 1373, ص ,54 ).

در ارتباط با انسان در ابتدا اعتقاد بر این بوده است که سیستم عصبی خود مختار تحت تأثیر تقویت کننده ها و یا رویکرد شرطی سازی عامل نیست. اما تحقیقات اخیر نشان می دهند که فرایندهای غیرارادی مانند ضربان قلب فشار خون و انواع دیگر عملکردها می توانند تحت تأثیر تقویت کننده ها قرار بگیرند. جریان یادگیری عامل می تواند پاسخ های احشایی را تحت تأثیر قرار دهد و این جریان می تواند از این احتمال که اختلالات سیستم عصبی خود مختار یاد گرفته می شود حمایت کند)میلر 1974, به نقل از جابری کوشکی ,1373, ص ,54 ).

 

عوامل روان شناختی تأثیر گذار بر بیماری های جسمانی

اغلب افراد می دانند که بیماری های جسمانی می توانند به طور نامطلوبی تحت تأثیر عوامل روان شناختی قرار گیرند. برای مثال سترس هیجانی شدید می تواند آسیب پذیری فرد را در برابر مریض شدن افزایش دهد و بهبودی از بیماری را کند سازد. تجربه ی اضطراب افسردگی و حتی خشم می تواند مشکلات جسمی گوناگون ایجاد کند یا آنها را تشدید نماید. در برخی موارد بیماری کاملا جدی است و توجه بالینی را ایجاب می کند. طبقه ی تشخیصی خاصی DSM-IV-TR در وجود دارد که عوامل روانی تأثیرگذار بر بیماری های جسمانی نامیده می شود و به بیماری هایی می پردازد که در آنها رابطه ی آشکاری بین اختلال روانی و جسمانی وجود دارد( هالجین و ویتبورن 1381 ).

 

خصوصیات طبقه ی عوامل روان شناخی تأثیر گذار بر بیماری های جسمانیDSM-IV-TR

 

طبقه ی تشخیصی عوامل روان شناختی تأثیر گذار بر بیماری های جسمانی DSM-IV-TR شرایطی را در بر می گیرد که در آنها عوامل روان شناختی یا رفتاری تأثیر ناگواری بر بیماری جسمانی دارند. این عوامل روان شناختی موارد زیر را شامل می شوند : اختلال های محور I ( مانند اختلال افسردگی اساسی ) نشانه های روانی ( مانند اضطرابی که آسم را تشدید می کند ) صفات شخصیت ( مانند خصومت ) رفتارهای ناسازگار با سلامتی ( مانند رژیم غذایی ناسالم ) پاسخ های فیزیولوژیکی مرتبط با استرس( مانند تشدید زخم مرتبط با استرس ) و عوامل روانی کمتر اختصاصی (مثل مشکلات میان فردی ).

این تشخیص برای درمانجویانی مقرر می شود که از بیماری جسمانی قابل تشخیصی رنج می برند که به طرز نامطلوبی تحت تأثیر عوامل هیجانی ای قرار دارد که بر روند آن بیماری تأثیر می گذارند در درمان اختلال ایجاد می کنندمخاطرات سلامتی اضافی به وجود می آورند یا نشانه های آن را تشدید می کنند. برای نمونه مردی که به علت حملات شدید اضطراب بهبودی او از جراحی قلب به تعویق افتاده است.برخی از بیماری های جسمانی نسبت به استرس خیلی حساس اند . برای مثال فردی می داند که آسم او در مواقع استرس شدید عود می کند.

عوامل هیجانی و روان شناختی می توانند تقریبا هر مشکل جسمانی را تشدید کنند . پژوهشگران برای اینکه سرطان بیماری قلبی – عروقی بیماری های پوستی مشکلات غدد درون ریز و مشکلات تأثیر گذار بر معده تنفسکلیه و عملکرد عصب شناختی را بهتر بشناسند در مورد این گونه روابط  تحقیقات زیادی انجام داده اند . اکنون متخصصان سلامتی می دانند که عوامل روان شناختی می توانند بیماری های جسمانی را آغاز تشدید و طولانی کنند و به ابداع کردن مداخله هایی ادامه می دهند که به بهبود جسمانی و روانی کمک شایانی می کنند.(هالجین و ویتبورن 1381 ).


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                  فصل سوم

 

 

                                               روش ژوهش


روش پژوهش

روش مناسب در پژوهش فوق روش " همبستگی " است.  این روش برای مطالعه میزان تغییرات در یک یا چند عامل در اثر تغییرات یک یا چند عامل دیگر است.

در این تحقیق مسئله مهم بررسی این نکته است که آیا بین دو دسته اطلاعات رابطه ای وجود دارد یا خیر؟

با توجه به مطالب بالا بهترین روش در این پژوهش روش همبستگی است.

 

جامعه آماری

جامعه آماری کلیه اشخاصی هستند که بر اساس DSM واجد ملاک های تشخیصی اضطراب فراگیر و اخنلال جسمانی شکل می باشند و در شهر تهران زندگی می کنند. این افراد شامل اشخاصی از هر دو جنس ودر محدوده ی سنی بزرگسالی و با دامنه ی 22 تا 45 سالگی هستند که حداقل میزان تحصیلات آنها دیپلم است.

 

نمونه و شیوه ی نمونه برداری

بعد از مشخص کردن جامعه آماری به انتخاب نمونه توجه می شود  نمونه درمعنای کلی زیرمجموعه ای از جامعه خوانده می شود در واقع جزئی از جامعه است که معرف آن جامعه معین است و خصوصیات مورد نظر را می توان در آن بررسی کرد. در این پژوهش نمونه

گروه های واجد ملاک های تشخیصی اضطراب فراگیرواختلال جسمانی شکل هستند که بر اساس تشخیص روان پزشکان از بیمارستان رسول اکرم(ص) انتخاب شده اند.

روش نمونه برداری به صورت نمونه در دسترس است.در این پژوهش گروه بهنجار بدون هیچ گونه سابقه بیماری روانی و با پایگاه اقتصادی مشابه با بیماران از میان کارمندان مرکز مشاوره دانشگاه تربیت معلم و از میان دانشجویان در خوابگاه دانشگاه تربیت معلم انتخاب شدند. این گروه ها از نظر ویژگی های جمعیت شناختی شامل سن ,جنس, تحصیلات و وضعیت تأهل همتا شده اند.

 

 

 

 

    ابزارهای پژوهش 

 

1)    تشخیص قطعی روان پزشک: منظور تشخیص نوع اختلال توسط روان پزشک است

 که در پرونده بیمار ثبت شده است.

2)    فرم کوتاه پرسش نامه ی MMPI (مینی مالت(

3)    پرسش نامه اضطراب بک (BAI  )

4)    فرم مشخصات جمعیتد شناختی:این فرم اطلاعاتی از قبیل تاریخ اجرای آزمون سن وضعیت تحصیلی وضعیت تأهل سابقه بیماری روانی و جسمی را شامل می شود(مولائی ,1385 ,ص ,67 ).

 

 پرسش نامه MMPI

 ساختن پرسش نامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا (  MMPI ) توسط تاوی و مک کینلی در سال 1937 در دانشگاه مینه سوتای آمریکا شروع و در 1940 به اتمام رسید.

این پرسش نامه از 566 جمله خبری تشکیل شده است که آزمودنی با انتخاب گزینه های "بلی " و " خیر " و" نمی توانم پاسخ بگویم " بدان ها پاسخ می دهد.

از این 566 ماده 10 مقیاس بالینی و 3 مقیاس روایی ساخته شده است. این آزمون برای این منظور ساخته شده است که روان شناسان بتوانند با استفاده از آن افراد بهنجار را از افراد نابهنجار تمیز دهند. این آزمون را می توان برای افراد 14 سال به بالا که حداقل 6 سال تحصیل کرده باشند به کار برد.نمره گذاری این پرسش نامه برای ده میزان بالینی و چهار میزان روائی صورت می گیرد)جابری کوشکی, 1373 ,ص ,84 ).

پرسش نامه اضطراب بک:

پرسش نامه اضطراب بک یک پرسش نامه ی خود گزارشی برای اندازه گیری اضطراب در نوجوانان و بزرگسالان است . این پرسش نامه یک مقیاس 21 ماده ای است که آزمودنی در هر ماده یکی از چهار گزینه ای را که نشان دهنده ی شدت اضطراب اوست انتخاب می کند . چهار گزینه ی هر سؤال در یک طیف چهار بخشی از 0 تا 3 نمره گذاری می شود . هر یک از ماده های آزمون یکی از علایم شایع اضطراب (علایم ذهنی-بدنی-هراس) را توصیف میکند.بنببراین نمره کل این پرسش نامه در دامنه ای از 0 تا 63 قرار می گیرد . نقاط برش پیشنهاد شده برای این پرسش نامه عبارتند از :

7- 0      : اضطراب جزیی

15- 8    : اضطراب خفیف

    25- 16   : اضطراب متوسط

   63- 26    : اضطراب شدید

در راهنمایBAI  نقطه برشی به منظور عدم وجود اضطراب تعیین نشده است. این پرسش نامه به گونه ای تدوین شده که علایم افسردگی را شامل نشود.(

مطالعات انجام شده نشان می دهند که این آزمون از پایایی و اعتبار بالایی برخوردار است.

ضریب همسانی درونی آن 92 /0 =        پایایی آن با روش باز آزمایی به فاصله ی یک هفته   75/0 و همبستگی ماده های آن از 30/0  تا  76/0 متغیر است.

پنج نوع اعتبار محتوا همزمان سازه تشخیصی و عاملی برای این آزمون سنجیده شده است که همگی نشان دهنده کارایی بالای این ابزار در اندازه گیری شدت اضطراب می باشد(مولائی 1385, ص ,70 ).


شیوه ی گرد آوری داده ها

برای این منظور از ابزار گردآوری اطلاعات جهت جمع آوری داده ها استفاده می شود . یکی از ابزارهایز رایج جهت جمع آوری داده ها پرسش نامه است. با توجه به روش پژوهش و نوع داده ها در این پژوهش از3 پرسش نامه استفاده شد:

1) فرم کوتاه پرسش نامه MMPI

2) پرسش نامه اضطراب بک

3) فرم مشخصات جمعیت شناختی

پس از ارائه طرح تحقیق و جلب همکاری مسؤلین بیمارستان رسول اکرم و مرکز مشاوره دانشگاه تربیت معلم در هر یک از محیط ها اتاق مصاحبه در اختیار پژوهشگر قرار گرفت .ابتدا بیمار توسط روان پزشک با تشخیص نوع اختلال به پژوهشگرارجاع می شد سپس از آزمودنی مشخصاتی شامل سن وضعیت تحصیلی وضعیت تأهل سابقه بیماری روانی و جسمی سؤال میشد و سپس اجرای آزمون ها به صورت انفرادی و در یک جلسه آغاز می گردید.


روش آماری

برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش های آمار توصیفی از قبیل میانگین و انحراف استاندارد و روش های آمار استنباطی شامل ضریب فای برای محاسبه ضریب همبستگی بین متغیرهای پژوهش استفاده شده است و در جهت معنی داری ضرایب همبستگی از جدول معنی داری ( x) استفاده می شود.
منابع:








 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 14:23  توسط اچ2  |